![]() |
![]() |
|
| در مهربانی همچو باران باش که در ترنمش علف و گل سرخ یکیست . |
|
هر گلي خاري داره
كه اي كاش همه بدونيم اون خار براي حمايت و حفاظت از گله نه آزار و اذيت ماها اي كاش بدونيم چطوري بايد با اون خارها كنار بياييم تا نه ما آسيب ببينيم و نه گل ها رو اذيت كنيم و نه خارها رو متهم به بد بودن! اي كاش درك كنيم. bye 4 eyver برچسبها: خار ِ گل |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط aunty sedate |
|
|
این اولین پستیه که تو سال 91 میزارم نمیدونم چرا نتونستم اخرین روزهای سال 90 رو بیام اینجا و بهتون تولد واقعیم رو اعلام کنم یا اینکه چرا نتونستم اولین روزهای سال جدید بیام و برای همه ارزوی سلامتی داشته باشم هر چی که بوده امروز تونستم و اومدم اومدم و میگم که امروز به صورت کاملا قانونی و رسمی 25 سال از عمرم گذشت و من وارد 26 سالگیم شدم از بچگی یه ارزویی برای 25 سالگیم داشتم که امیدوارم اتفاق بیفته شما هم برام دعا کنید در ضمن مرسی از همه ی اونایی که به هر طریقی تولدم و سال نو رو بهم تبریک گفتم سال نوی تک تکتون مبارک باشه و پر از برکت و شادی لحظه لحظه ش دوستتون دارم :* |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط aunty sedate |
|
|
آغاز بهترین ماه سال بر همگان مبارررررررررررررررررررررررررررک :X
اسفند و اسفندیا عاشقتونم :* |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط aunty sedate |
|
|
سلام
چندی پیش گفته بودم که تصمیم دارم هر کار هنری رو که انجام میدم شامل بافتنی پختنی ساختنی دوختنی یا هر چیز دیگه ای که خودم با فکر و هنر و دستانم انجام میدم رو اینجا بزارم البته این وبلاگ آموزشی نیست ولی اگه هر کدوم از دوستان که دستور هر کدوم از کارهام رو میخوان میتونن ازم بخوان که یادشون بدم برای همین با یه شال و کلاه بافتنی که توی این فصل سرد میچسبه شروع میکنم منتظر بعدی هاش هم باشید ;) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط aunty sedate |
|
|
ایول دوستان تنظیماتم اینجا درست شد!
یعنی از رو لپ تاپ مشکل داشت معلوم نبود ولی الان از روی پی سی معلومه :دی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط aunty sedate |
|
|
راه پیشنهاد بدید بابا!
قالب وبلاگ رو با وجودی که میدونستم ربطی نداره عوضش کردم باز هم نشد :(( |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط aunty sedate |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینجا یه وبلاگ کاملا شخصی هست و من از هر چیزی که خوشش بیاد مینویسم.
ممنون که به وبلاگم سر زدید و کمی تامل کردید! فقط یادتون نره تاملات غیرمرتبط با متن و وبلاگ رو تایید نمیکنم! |
| آرشیو موضوعی |
|
متفرقه دلنوشته داستانک متن کتاب بافتنی |
| برچسبها |
|
داستانی از برایان دایسون (1) خار ِ گل (1) |
|
RSS
|